هم سلولی...
ما چه سنگ دل میگیریم خواسته هایمان را از پرنده درقفس........... او را ابتدا تنها در قفس قرارش میدهیم.............. دانه های غذایش را از جلوی او برمیداریم........... بدون اب در قفس تشنه نگاهش میداریم........... تمام خستگی هایمان را بر گردنش سوار میکنیم.......... هر وقت دل مان خواست بر سرش فریاد زده دشنامش میدهیم....... با تمام این بدی ها چه توقع داریم از این خسته دل............. توقع داریم برایمان بخواند ان هم دو حنجره.......... خدایا بگیر از من خود خواهی ام را............ تا ظلمی روا ندارم بر این زندانی در قفس.......
نظرات شما عزیزان:
❥.FAR.❤.HAN.❥ + یک شنبه 13 خرداد 1392
/ 1:40 /